اختلالهای آوا شناختی

 

 

 

  1. تعریف و فروانی

ویژگی اصلی اختلالهای آوا شناختی ، ناتوانی در استفاده از آواهایی است که معمولا در هر مرحله از تحول برحسب سن و زبان فرد کسب می شوند. برای مثال ، یک آوا جانشین آوایی دیگر می شود ( مانند به کاربردن ش به جای س” ) و یا آنکه فرد ، یک آوا مانند آوای پایان یک کلمه را جا می اندازد.
در سالهای اخیر ، اصطلاحاتی که برای توصیف اختلالهای تلفظی آوا شناختی به کار رفته اند دقیقتر شده اند و اشتباهات تلفظی را برای مشخص کردن اشتباههایی به کار می برند که با فعالیت حرکتی گفتار همراهند و به شکست در تلفظ صحیح آواها منجر می شوند ( مانند سام به جای شام ) درحالی که اشتباههای آوا شناختی ، نشان دهنده ی ناتوانی در تولید اصوات گفتار همراه با نارسایی در به کار بردن نظام صوتی زبان است .بدین معنا که اختلال آوا شناختی نه تنها شامل اشتباههای تلفظی است ، که مانعی در راه شکل گیری صحیح آواها به وجود می آورند، بلکه در برگیرنده ی مشکلات شناختی نیز هست ؛ مشکلاتی که به نارسایی در مقوله سازی زبان شناختی آواها ( مانند ناتوانی در ایجاد تمایز بین آواهایی که تعیین کننده ی معانی متفاوت یک زبان هستند ) منجر می شوند .
تعداد وانواع اشتباهها و تاثیر آنها بر قابلیت فهم گفتار ، در زمره ی ضوابط تعیین اختلال اند و بر روی پیوستاری از خفیف تا شدید قرار گرفته اند .
جا انداختگی آواها وخیمتر از جانشین کردن آنهاست و مشکل اخیر به نوبه ی خود ، وخیمتر از تغییر شکل آواها تلقی می شود .آواهایی که معمولا بد تلفظ می شوند آنهاییهستند که درخلال تحول ، دیرتر به دست می آیند ( مانند ل ، ر،س ، ز،ش ، ژ). اما در کودکان کم سن تر یا آسیب دیده تر ، تولید حروف بی صدا و صداداری که اکتساب آنها زودرس است نیز ممکن است با مشکل مواجه شود . همچنین این احتمال وجود دارد که اختلال آوا شناختی در برگیرنده ی اشتباهات گزینش و تعیین موضع آواها ( مانند کسی به جای اسکی )در چهار چوب هجاها و کلمات باشد . (DSM IV، 1994)
تقریبا 2% تا 3% کودکان 4 تا 7 ساله دارای یک اختلال آوا شناختی خفیف یا وخیم هستند اما فراوانی شکلهای خفیف اختلال بیشتراست . این فراوانی در حدود سن 17 سالگی به 5/0% می رسد .(DSM IV، 1994)

  1. فرایند تحول و ویژگی وآو

های وابسته به فرهنگ و جنس

 

در شکل وخیم اختلا ل آوا شناختی ، بیان کودک حتی برای اعضای خانواده ی وی قابل فهم نیست . در شکلهای خفیفتر ، تنها وقتی می توان اختلال را ردیابی کرد که کودک به یک محیط اجتماعی مانند کودکستان یا مدرسه وارد شود ونتواند گفته هایش را به دیگران بفهماند (DSM IV ، 1994)
فرایند تحول اختلال برحسب وخامت نخستین و نارساییهای توام با آن ، متغیر است. در شکلهای خفیف و بدون علل مشخص ، اختلال اغلب خود به خود از بین می رود . ( همان منبع )
درباره ی ویژگیهای وابسته به فرهنگ باید گفت که در ارزشیابی اکتسابی ظرفیتهای ارتباطی ، در نظر گرفتن چهار چوب فرهنگی و زبان شناختی بخصوص در مورد کودکانی که در محیط دو زبانه پرورش یافته اند الزامی است ( همان منبع )
اختلال آوا شناختی در جنس مذکر فراوانتر است .

اختلالهای تلفظی _ آوا شناختی ممکن است ناشی از علل عضوی باشند و یا درمقوله ی اختلالهای کنشی قرار گیرند.
علل عضوی : برخی از مشکلات تلفظی آوا شناختی از معلولیتها یا بد شکلیهای آشکار عضوی سر چشمه می گیرند ویا با معلولیتهای مختلف دیگر همراهند:
 

  • نقایص ساختار دهانی پیرامونی ( مانند وجود شکاف در لب ، در سقف دهان ، در لب سقف دهان ) ،

 

  • ناهمواریها یا بد شکلیهای ساخت دندانی ،

 

  • اختلال شنوایی ،

 

  • بیماریهای عصب شناختی ( مانند معلولیتهای حرکتی مغزی ) ،

 

  • محد ودیتهای شناختی ( مانند نارساییهای عقلی ) ،

 

  • اختلالهای حرکتی ( در سطح ابتدایی بسیج عضلانی یا در سطح پیچیده تر یعنی در سطح بنا شدن وهله های حرکتی )

اختلالهای کنشی :به رغم آنکه اختلال آوا شناختی می تواند با علل آشکار عضوی و یا مشکلات روانی اجتماعی توام باشد اما ممکن است بدون مشکلات حسی معین یا بدشکلیها و ناهمواریهای مشخص ، درکودکانی که هیچ گونه علامت پزشکی و یا مسایل روانی اجتماعی خاص ندارند نیز مشاهده شود . دست کم 5/2% کودکان پیش دبستانی به این اختلالها که منبای آنها نامعلوم یا تردید آمیز است و اغلب کنشی یا تحولی نامیده می شوند مبتلا هستند (DSM IV،1994) . با انجام یک آزمایش دقیق جسمانی و تدوین تاریخچه ی زندگی بیمار، می توان اختلالهای کنشی را از اختلالهای ناشی از علل عضوی یا روانی اجتماعی متمایز کرد . ( دادستان ، پریرخ – 1379- صفحه ی49-48-47)