راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-IV-TR)، اختلال سلوک را در گروه اختلالهای نقص توجه و رفتار ایذایی (آشفته) قرار داده است که شامل موارد زیر است:

اختلال سلوک (Conduct Disorder) که از این پس به آن CD می گوییم، اختلال نافرمانی مقابله ای (Opposite Defiant Disorder) که به آن ODD خواهیم گفت و اختلال نقص توجه همراه با بیش فعالی (ADHD) (گوردون و اسکرودر، 2002).

اگر چه این اختلالها به هم مرتبطند در اینجا با توجه به موضوع پژوهش روی CD تمرکز خواهیم کرد.

 

1- Elkin

2- Rewoze

3- Way ree

محققان بالینی بر این باورند که CD و ODD عوامل زمینه ساز مشابهی دارند. به علاوه، این عوامل زمینه ساز، ODD و CD را از سایر اختلالات روان پزشکی متمایز می سازد. فریک (1998) اعتقاد دارد که تفاوت بین ODD و CD کمّی است نه کیفی. پژوهشگران دیگری نظیر الکین1، ریوز2 و وی ری3 (1987، به نقل از گوردون و اسکرودر، 2002) بر این عقیده اند که ODD فرم خفیف CD است و پژوهشهای مختلف نیز این فرضیه را تأیید نموده اند. اغلب کودکان مبتلا به CD سابقه علایم ODD را دارند یا داشته اند و مطالعات مختلف نشان داده است که کودکان مبتلا به ODD بعدها به CD مبتلا می شوند. پس دو نوع ODD داریم؛ یک نوع در اوایل زندگی و در دوران کودکی بروز می کند و دیگری بعد از این دوران بروز کرده و ثابت تر و شدیدتر است که با علایم رفتاری شدید مشخص می شود.

اختلال سلوک شامل زنجیره ای از رفتارهای پایدار است که با گذشت زمان پیچیده می شود و بیش از همه با پرخاشگری و نقض حقوق دیگران مشخص می شود.

اختلال سلوک با بسیاری از اختلالات روانی دیگر از جمله ADHD، افسردگی و اختلالات یادگیری و نیز چندین عامل روانی – اجتماعی مثل سطح پایین اجتماعی – اقتصادی رابطه دارد. رفتار خشن و تنبیهی والدین، ناهماهنگی خانواده، فقدان سرپرستی مناسب والدین و فقدان کفایت اجتماعی با اختلال سلوک رابطه دارد. طبق ملاکهای DSM-4-TR سه رفتار خاص از پانزده رفتار مشروح، مشتملند بر قلدری کردن، تهدید یا ارعاب و بیرون ماندن از خانه علیرغم ممانعت والدین که قبل از 13 سالگی شروع شود، باید وجود داشته باشد تا علامتی از اختلال سلوک تلقی شود. اختلال در شخص بالای 18 سال زمانی تشخیص داده می شود که ملاکهای شخصیت ضد اجتماعی وجود نداشته باشد (کاپلان و سادوک، 2003).

بسیاری از خصیصه های اختلال بی اعتنایی مقابله ای در کودکانی که مبتلا به اختلال سلوک هستند، دیده می شود. DSM-IV-TR این دو اختلال را بر این اساس متمایز می کند که بر حسب سن، قوانین اجتماعی و حقوق دیگران نقض می شود. این دو خصیصه برای تمایز CD و رفتارهای معیار که در CD وجود دارد ولی در ODD وجود ندارد ضروریست. کودکان مبتلا به اختلال سلوک الگوهای رفتاری شامل پرخاشگری نسبت به مردم و حیوانات، خراب کردن اموال و اثاثیه، دزدی، نقض جدی قوانین و دروغگویی را دارند. DSM-IV-TR برای تشخیص CD شامل الگویی از رفتارهای ضداجتماعی است که حداقل 6 ماه طول کشیده باشد و 3 ملاک از رفتارهایی که در پی می آید را در بر می گیرد که در 12 ماه اخیر اتفاق افتاده باشد:

1- تهدید کردن، اعمال زور و ترساندن دیگران 2- اغلب آغازگر دعواهای فیزیکی بودن 3- استفاده از تفنگ یا ابزار دیگر در مواقع غیر ضروری 4و5- آسیب زدن شدید به حیوانات و انسانها 6- به زور چیزی را از دیگران دزدیدن 7- مجبور کردن دیگران به فعالیت جنسی 8- استفاده از آتش برای ایجاد آسیبهای جدی 9- خراب کردن عمدی اموال دیگران 10- به زور شکستن در و وارد شدن 11- دروغ گفتن در اغلب اوقات 12- دزدیدن اشیاء گرانقیمت بدون اینکه صاحبان آنها بفهمند 13- بیرون ماندن از خانه در اغلب شبها که باید قبل از 13 سالگی شروع شود 14- فرار کردن از خانه 15- فرار کردن از مدرسه در اغلب اوقات (گوردون واسکرودر، 2002).

اگرچه بعضی از کودکان در اوایل کودکی با ابتلا به CD تشخیص داده می شوند، رفتارهای ضد اجتماعی جدی تر نوعی CD معمولاً تا اواخر دوران کودکی ظاهر نمی شود و اغلب در آغاز نوجوانی بروز می کند. بنابراین احتمال تشخیص ODD در مبتلایان به CD حذف نمی شود بلکه گسترده تر و شدیدتر می شود (گوردون واسکرودر، 2002).