بازی درمانی: کورسینی1 (2001) بازی درمانی را به عنوان یک رویکرد درمانی چنین تعریف می کند؛ استفاده از بازی و نیز اشیایی مثل عروسک، آب، جعبه ها، حیوانات عروسکی، طراحی، نقاشی و خاک بازی در روان درمانی کودک و بهداشت روانی.

 

1- Corsini

تکنیک های بازی درمانی بر پایه این نظرگاه است که چنین فعالیتهایی آینه زندگی عاطفی و تخیلات کودک هستند و کودک را قادر می سازند که احساساتش را در قالب بازی نشان دهد و نگرشها و روابط تازه ای را در فعالیت هایش آزمایش و تجربه کند. این فرم درمان معمولاً غیر مستقیم و بر اساس رویکرد روان پویایی است، اما ممکن است در شرایطی مستقیم تر یا در سطحی تحلیلی تر انجام بگیرد. هر از چندی به آن اصطلاح Ludotherapy هم داده می شود (کورسینی، 2001).

به عقیده وب1 (1999) بازی درمانی عبارت است از ارتباط مددکارانه یک بزرگسال آموزش دیده با یک کودک به منظور رها ساختن کودک از مشکلات هیجانی، از طریق زبان نمادین بازی. وی بازی درمانی را یک رویکرد خلاق در روان درمانی کودک می داند که طی آن از جذابیت بازی جهت برقراری ارتباط با کودک و درمان او استفاده می شود.

بازی درمانی رفتاری – شناختی بر نظریه های رفتاری – شناختی رشد هیجانی و آسیب شناسی روانی و مداخلاتی که از این نظریه ها نشأت گرفته مبتنی است. این درمان کوتاه2 دارای محدودیت زمانی، ساختار یافته و مسأله مدار است (وب، 1999 ؛ جرالد،1999).

در این رویکرد به برقراری ارتباط درمانی مبتنی بر اعتماد بین درمانگر و کودک، به عنوان یک عنصر اساسی در موفقیت درمان تأکید می شود. زمان بازی، نوع اسباب بازی ها، میزان برون ریزی عاطفی و رفتاری در این رویکرد ساختاریافته تحت کنترل درمانگر است. در عین حال درمانگر به کودک اطمینان می دهد و اعتماد او را جلب می کند (جرالد، 1999).

 

1- Webb,N

2- Brief

وب (1999) معتقد است که بسیاری از اصول درمانهای رفتاری و شناختی برای بزرگسالان را با کمی تغییر و اصلاح می توان جهت درمان کودکان در بازی درمانی نیز به کار برد. رایج ترین تکنیکهای رفتاری – شناختی مورد استفاده در بازی درمانی رفتاری – شناختی عبارتند از کنترل وابستگی، شکل دهی، ایفای نقش، تعیین و اصلاح باورهای ناسازگارانه، ایجاد و آموزش راهکارهای مقابله ای، آموزش حل مسأله، آموزش خودگوییهای مثبت و آموزش مهارتهای اجتماعی؛ بازی درمانی رفتاری – شناختی نوعی مداخله فعال است که طی آن کودک و درمانگر جهت دستیابی به اهداف درمان با یکدیگر همکاری می کنند (وب،1999).

1-5-2 پرخاشگری: رفتار آشفته و طاقت فرسا که علیه اشیاء و اشخاص صورت می گیرد. جنبه ای از شخصیت که باعث می شود این افراد با دیگران به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهدافشان برخورد کنند ( کورسینی، 2001).

1-5-3 اختلال سلوک: رفتاری تکراری که مردم را آزار می دهد و زندگی روانی و فیزیکی دیگران را تحت تأثیر منفی قرار می دهد (کورسینی، 2001). اصطلاح اختلال سلوک معمولاً به الگوی رفتار ضد اجتماعی غیر قابل کنترل کودک یا نوجوان اطلاق می شود که با آسیب قابل ملاحظه در کارکرد روزمره در خانه یا مدرسه و نگرانی زیاد سایر افراد همراه است. اختلال سلوک طیف وسیعی از رفتارهای ضد اجتماعی چون اعمال پرخاشگرانه، سرقت، خرابکاری، حریق عمدی، دروغگویی، ولگردی و فرار را در بر می گیرد. نزاع، دستبرد، تخریب اموال و نافرمانی نیز در این اختلال شایع است (پورافکاری، 1383).