روی آورد حسی – حرکتی
 

روی آوری که تحت عنوان روی آورد حسی حرکتی در تصحیح یا باز پروری اختلالهای تلفظی مورد استفاده قرار می گیرد ، در سال 1964، در آمریکای شمالی ابداع شده است( مک دونالد ، 1964) . این روی آورد بر این اصل مبتنی است که اصوات (آواها ) به صورت مجزا وجود ندارند. کوچکترین بخش کلام هجاست که آواها در آن قرار میگیرد و کلمات نیز از توالی هجاها تشکیل شده اند .
 

از دیدگاه مک دونالد ، وقتی فرد حروف صامت را از کلمات حذف می کند ، مفهوم سنتی تعیین جایگاه این حروف در کلمه ( آغاز ،میانه ، پایان ) نمی تواند معتبر باشد . کلمات نیز از لحاظ زبان شناختی ، صوتی و یا فیزیولوژیکی ، واحدهای مستقلی را در مجموعه ی کلام تشکیل نمی دهند بلکه به صورت توالی هجاها هستند ( همان منبع ).
 

مک دونالد عقیده دارد که نظام زبان شناختی یک فرد ، هدفهای آوایی را به وی عرضه میکند ؛ هدفهایی که درعین حال حرکتهای سریع و پیچیده ای را برای تولید حروف مصوت و غیر مصوت به راه می اندازند ، همسازیهای متعدد دستگاههای تولید صوت را به وجودمی آورند و به انسدادهای مختلف به هنگام گذار هوای ریوی منجر می شوند . بنابراین ، از دیدگاه این مولف ، اشتباهات تلفظی به منزله ی اشتباهات توحید یافتگی حرکتهایی هستند که برای تولید آوای مورد هدف ( به عنوان بخشی از یک هجا ) الزامی است .
 

در نتیجه ، ارزشیابی تلفظی دیگر نباید بر اساس الگوی آغاز ، میانه و پایان کلمه انجام گیرد بلکه تحلیل عمقی اشتباهات تلفظی فرد الزامی است ( مک دونالد، 1964)
 

مفهوم عمقی به این اصل اشاره داردکه در این شیوه ی ارزشیابی ، همه ی آواها در کلیه چهار چوبهای هجایی احتمالی ، بررسی می شوند .
 

به عبارت دیگر ، این روش ارزشیابی به گونه ای سازمان یافته است تا کودک یا بزرگسال بتوانند به تولید یا کوشش در راه تولید آوای مورد نظر در تمامی ترکیبات هجایی ممکن بپردازند .
 

بدین ترتیب ، پس ازمشخص کردن تلفظهای نادرست هجاها در چهار چوبهای کلامی ، یک برنامه ی تمرین تلفظی هجاهای بامعنا و بی معنا ، که با توالیهای متنوع عرضه میگردند ، تهیه می شود و بتدریج توالیهای کوتاه هجاها در توالیهای طولانیتر ادخال می گردند .
 

جنبه حرکتی این برنامه ی تمرینی مستلزم آن است که فرد به سازماندهی مناسب یک ردیف حرکت بپردازد اما این سازماندهی باید بر توانایی حس کردن مبتنی باشد و به همین دلیل است که متخصص بالینی از فرد می خواهد تا دریافتهای حسی خود را به هنگام تولید هجاهای مختلفی که از وی خواسته می شود ، توصیف کند و این امر موجب می شود تا جنبه ی حسی تلفظ نیزتحول یابد .به طور کلی می توان گفت که روی آورد حسی حرکتی ، فرایند زیر را دنبال می کند ( دیکسن ، 1974)
 

 

  • افزایش حساسیت کودک نسبت به دریافتهای لمسی و پیرامونی توام با حرکات دهان ، زبان و چانه به هنگام تلفظ .

 

  1. افزایش توانایی دریافت شنیداری ( آشنا کردن گوش با تمایزهای ظریف ).

 

  1. افزایش گستره ی حافظه ی شنیداری .

 

  1. سازماندهی محرکهای در برگیرنده ی طیف حرکتهای ساده تا حرکتهای پیچیده .

 

  1. تداوم استفاده از صوتهایی که مراجع می تواند تلفظ کند به منظور ایجاد تمایز یافتگی بیشتر در دریافت شنیداری و به کار بستن مجموعه ی حرکتهای پیچیده تر .

 

  1. ایجاد واکنش در مراجع نسبت به انواع الگوهای حسی حرکتی براساس جا به جا کردن نظامدار جایگاه صوت در کلمه .

 

  1. تقویت الگوهای حسی حرکتی صحیح براساس ارائه ی مجموعه هایی که در آنها صوت نادرست به گونه ای درست ادا می شود .

 

  1. تکرار صوتها در جمله های کوتاه توسط مراجع و توصیف دایم رحکتها و دریافتهای حسی توسط وی .

اگر چه دیدگاه مک دونالد نسبت به مشکلات تلفظی و همچنین شیوه ی ارزشیابی و باز پروری ملهم از آن ، توسط بسیاری از متخصصان آمریکا ی شمالی پذیرفته شد اما مشخص ترین پیامد آن در سطح باز پروری قرار داشت . نظریه ی مک دونالد از لحاظ اصولی کاملا پذیرفتنی است ولی متخصصان بالینی عقیده دارند که طولانی بودن این روش ، استفاده از آن را در کلینیکها و مدارس با مشکلات بسیاری مواجه می سازد . در حال حاضر ، روی آورد حسی حرکتی هنوز آموزش داده می شود اما درعمل ، آنچه بخصوص توسط متخصصان باز پروری به کار برده می شود ، مفهوم یک بازپروری تلفظی بر اساس سطح سازمان یافتگی هجاها در متن است و به نظر می رسد که استفاده از ادراک حرکتهای تلفظی ، حذف شده یا به فراموشی سپرده شده است (پرکینز ، 1977)
(دادستان ، پریرخ – 1379- صفحه ی 54-49)