نظریه جی، اچ، مید

 

زمینه و کار فکری جی . اچ . مید از بسیاری جهات کاملاً با فروید متفاوت است. اساساً مید دانشمندی بوده که بیشتر زندگی اش را صرف آموزش در دانشگاه شیکاگو نموده. او نسبتاً کمتر نوشتهذ و شهرتش بیشتر از همه به خاطر کتاب ذهن، خود و جامعه می باشد. که در واقع ای اثر توسط دانشجویان او بر اساس یادداشتهای درسی و منابع دیگر تنظیم شده است. از آنجا که این یادداشتها و نوشته ها شالوده اصلی یک سنت عمومی تفکر نظری یعنی مکتب کنش متقابل نمادی را تشکیل می دهند، اندیشه های مید تأثیر بسیار فراگیری در جامعه شناسی داشته اند. اما کار مید، افزون بر این، تبینی از مراحل اصلی رشد کودک را، با توجه خاص به پیدایش مفهوم خود، ارائه می کند.
 

تشابهات جالبی میان نظرات مید و عقاید فروید وجود دارد، هرچند که مید شخصیت انسان را کمتر دچار تنش می بیند، به عقیده مید، خردسالان و کودکان پیش از هر چیز با تقلید اعمال کسانی که در پیرامونشان هستند به عنوان موجودات اجتماعی ظاهر می شوند و بازی یکی از راههایی ست که این امر را تحقق می بخشد. همانطور که قبلاً گفته شد، خردسالان در بازی هایشان اغلب آنچه را که بزرگترها انجام می دهند تقلید می کنند. بازی کودکان از تقلید ساده به بازیهای پیچیده تری که در آن کودکی حدود چهار یا پنج ساله نقش یک بزرگسال را بازی می کند، تکامل می یابد. مید این کار را گرفتن نقش دیگری به نام، یادگیری اینکه پا در کفش شخص دیگری کردن چگونه است، می داند. تنها در این مرحله است که کودکان مفهوم تکامل یافته ای از خود کسب می کنند. کودکان با دیدن خود از چشم دیگران، به درکی از خود به عنوان یک – من –دست پیدا می کنند.
 

بنابر نظریه مید – هنگامی که ما یاد می گیریم من مفعولی را از من فاعلی جدا نمایم به خودآگاهی می رسیم. منظور از من فاعلی، کودک اجتماعی نشده است یعنی مجموعه ای از خواستها و امیال خود به خودی. من مفعولی هم آنگونه که مید این اصطلاح را به کار می برد – خود اجتماعی ست – میداینگونه استدلال می کند که افراد با یاد گرفتن اینکه خود را آن گونه ببینند که دیگران آنها را می بینند، خودآگاهی پیدا می کنند.
 

هم فروید و هم مید معتقدند که کودک در حدود سن پنج سالگی به عامل مستقلی تبدیل می شود، که قابلیت درک خود، و توانایی عمل کردن در خارج از زمینه خانواده بی واسطه را دارد، که از نظر فروید این برآمد مرحله اودیپ است و از نظر مید نتیجه توانایی تکامل یافته خود آگاهی است.
 

نظریه پیاژه

 

نفوذ ژان پیاژه کمتر از فروید نبوده است. بیشتر زندگی او صرف اداره یک موسسه رشد کودک در ژنو گردید. او تعداد چشم گیری کتاب و مقالات علمی در رابطه با رشد، کودک آموزش و پرورش، تاریخ اندیشه. فلسفه و منطق منتشر نموده است و کارش را تا هنگام مرگ ادامه داد.
 

فروید با تمام اهمیت خود به دوران کودکی، هرگز کودکان را به طور مستقیم مورد مطالعه قرار نداد و نظریه او مبتنی بر مشاهداتش در جریان درمان بیماران بزرگسالش در روان درمانی می باشد.
 

مید نیز رفتار کودکان را مطالعه نکرد، و نظریاتش در زمینه مباحث فلسفی می باشند. اما برعکس، پیاژه  بیشتر زندگی اشت با مشاهده رفتار کودکان، خردسالان و نوجوانان گذشته است. البته به جای مطالعه نمونه های بزرگ، بر پایه نمونه های محدود حار خود را پیش  می برد که با وجود این مدعی گردید که نتایج عمده حاصل شده از آزمایشاتش در مورد رشد کودکان در تمام فرهنگها معتبر است.
 

پیاژه بر توانایی کودک در درک جهان به طور فعال تأکید بسیار دارد. او اعتقاد دارد که کودکان به طور انفعالی اطلاعات را جذب نمی کنند، بلکه آنچه را که در دنیای پیرامون خود می بینند، می شنوند و حس می کنند، انتخاب و تفسیر می کنند، پیاژه پس از آزمایشها و مشاهدات خود در رابطه با شیوه تفکر کودکان، به این نتیجه رسید که زندگی انسان دارای چندین مرحله مشخص رشد و تکامل شناختی، یعنی یادگیری اندیشیدن درباره خودشان و محیط اطرافشان، هستند؛ که هر مرحله وابسته به تکمیل موفقیت آمیز مرحله پیشین و کسب مهارتهایی می باشد.
 

نخستین مرحله، مرحله حسی – حرکتی است که شامل تولد تا حدود سن دو سالگی می باشد دستاورد اصلی این مرحله این می باشد که در پایان آن کودک در می یابد که محیطش دارای خواص مشخص و ثابتی ست.
 

مرحله دوم، یا همان مرحله پیش از عملیاتی حدوداً سن دو تا هفت سالگی را شامل می شود که پیاژه بیشتر تحقیقات خود را به آن اختصاص داد. در این مرحله است که کودک تسلط بر زبان را کسب می کند. کودکان در این مرحله خود مدار هستند البته نه به معنای خودخواه.
 

مرحله بعدی، دوره عملیاتی عینی نام گرفته است که از سن هفت تا یازده سالگی طول می کشد. در طی این مرحله، کودکان بر مفاهیم انتزاعی منطقی تسلط می یابند و خیلی کمتر خود مدار هستند.
 

مرحله بعدی، سالهای یازده تا پانزده سالگی را که پیاژه آن را دوره عملیاتی صوری می نامد در بر می گیرد. در این دوره نوجوانی، کودک در حال رشد توانایی درک اندیشه های فوق العاده انتزاعی و فرضی را پیدا می کند.
 

از دیدگاه پیاژه سه مرحله ابتدایی، رشد عام هستند؛ اما همه بزرگسالان به مرحله عملیاتی صوری نمی رسند. رشد تفکر عملیاتی صوری تا اندازه ای بر فرایندهای آموزش و پرورش در مدرسه بستگی دارد. بزرگسالانی که تحصیلات محدودی دارند معمولاً به گونه عینی تری می اندیشیند و آثار خود مدارای را تا حد زیادی حفظ می کنند.