کودک و بازی

 

بازی میل و استعداد فطری کودکان است و با گذشت زمان و افزایش سن شکل می گیرد. کودکان در بازی بیشتر به خود بازی علاقه مندند و از آن لذت می برند و احساس خوشبختی می کنند.

 

شیلر معتقد است انسان هنگامی به راستی انسان است که به بازی بپردازد و فرانک بازی را راهی می داند که کودک آنچه را کسی نمی تواند به او بیاموزد، یاد می گیرد. کودکان در اثنای بازی، کارهایی را انجام می دهند که به کسب مهارتها و افزایش سهم آنها منجر می شود. از آنجا که کودکان هنگام بازی با کمال آزادی حواس خود را به کار می برند، نیروی تفکر و ابداع و اختراع خود را در بازی به راحتی پرورش می دهند و حواس پنجگانه آنها در بازی تربیت می شود. آنها در حین بازی به راحتی یاد می گیرند از حواس و توانایی ادراکی خود به بهترین شیوه بهره ببرند و به محدوده های حسی خود به سهولت دست می یابند. کودکان از طریق حواس خود با محیط ارتباط برقرار کرده و به شناسایی بیشتر محیط می پردازند. بازی در واقع وسیله ای برای آزاد ساختن و تخلیه انرژی های مازاد و همچنین تمرینی برای مهارتهای تازه شخص است. در بازی، کودکان به تمرین رفتارهای مطلوب پرداخته و سطح درک و فهم آنها افزایش می یابد. بازی عضلات کودکان را رشد و پرورش می دهد و بدن آنها را ورزیده می کند و انرژی های اضافی در بدن کودکان در هنگام بازی مصرف می شود. بازی نیروهای ذهنی کودکان را برای شناخت و کنترل محیط یاری می دهد و سبب می شود کودکان توانایی هایشان را آزمایش کنند و بتوانند میان واقعیت و خیال فرق بگذارند. از راه بازی کودکان همکاری، داد و ستد و ورود به اجتماع را یاد می گیرند و ضمن بازی رنگ، اندازه، ترکیب، ارزش و اهمیت اشیاء را درمی یابند. پیگیری و گردآوری و کنجکاوی و بررسی در بازی، راه توسعه مهارتهای بعدی را در کودکان آماده می سازد. آنها از طریق بازی به ارزش های وجودی خود پی می برند و از فشارهای محیطی رهایی می یابند. طرح مسئله و حل مشکلات نیز از فواید بازی به شمار می رود. کودکان در مسیر بازیهای کودکانه خود حق و باطل، گناه و ثواب، انصاف و ادب و برد و باخت و مقررات را می آموزند.

 

بازی، کودکان را برای زندگی دشوار و دشواریهای زندگی آماده می کند ودرحقیقت محرومیت کودکان از بازی محرومیت آنان از زندگی است. بازی های کودکان غالباً با شادی همراه است و آنها در طی بازی به فعالیت های مفید برانگیخته می شوند. بازی همواره برای آنها امید و انگیزه ای ایجاد می کند و آنها را تحریک می کند تا به کشف استعدادهای ذاتی خود بپردازند. بر اساس اهمیت و ضرورت بازی و نقش مهم آن در زندگی کودکان بسیاری از مربیان بزرگ تعلیم و تربیت توجهات خاصی به مقوله بازی در امر آموزش و پرورش کودکان داشته اند. خانم مونته سوری مربی ایتالیایی تعلیم و تربیت معتقد است از طریق بازی می توان به پرورش شخصیت سالم وخودآموزی (Self-Education) و تقویت اعتماد به نفس (Self-confidence) پرداخت.هم چنین به عقیده او معایب اخلاقی و اجتماعی کودکان دربازی رفع یاکاهش می یابد وپایه های عشق وعلاقه به کاروفعالیت اجتماعی در بازی تحکیم می شود.

 

وی معتقد است، اطلاعاتی که کودکان از طریق بازی به دست می آورند، نه تنها به زندگی حال، بلکه به زندگی آینده آنها ارتباط پیدا می کند. او بازی را فرایندی جهت آماده سازی کودکان برای آینده می داند. چگونگی برخورد کودک با بازی، انتخاب بازی و اهمیت بازی همگی نشانی است از چگونگی نگرش کودک به محیط خود و راهنمایی برای وابستگی یا ارتباط او با محیط. موارد زیر از نکات مهم و برجسته در اکثر بازیهاست:

 

۱) قواعد واصول و مقررات و آداب و سنن زندگی(محلی، ملی، بین المللی) به تدریج و همگام با رشد ذهنی و جسمی کودکان در قالب بازی به آنان آموخته می شود.

 

۲) در حین بازی کودکان فرصت می یابند به حل مسئله، مقایسه، مشاهده، تجزیه و تحلیل، قضاوت و سایر سطوح یادگیری اعم از سطوح دانشی، توانشی، نگرشی و بینشی دست یابند.

 

۳) بازی ها حواس پنجگانه کودکان (لامسه، بویایی، شنوایی، چشایی و بینایی) را پرورش داده و تقویت می کند.

 

بازیها را به صور مختلفی طبقه بندی کرده اند: بازیهای جنگی (مثل مسابقات، شکار کردن) بازیهای فکری و جسمانی، بازیهای عاطفی و مهرورزی و احساسی، بازیهای تقلیدی و نمایشی، بازیهای لفظی و کلامی، دستی و بدنی، تخیلی و… بازی به طور کلی فعالیتی است معمولی و همگانی و در تمام جوامع قدیم و جدید و در تمام محیط ها اجرا گردیده است. تفاوتهای بارزی در نوع بازی ها از نظر جغرافیایی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی در میان جوامع و ملل مختلف به چشم می خورد. بازی در حقیقت ریشه در فرهنگ و ایدئولوژی هر جامعه دارد و در واقع بازتاب فرهنگ اجتماعی جوامع است. بازی ها در طول زمان روند تغییرات زیادی را طی کرده اند و همواره نیز در حال تغییر و تکاملند. امروزه در بین کودکان خصوصاً کودکان شهری بازیهای جسمی و دستی نظیر چهل توپ، بازی باران، الک دولک، قایم باشک، گرگم به هوا، وسطی، دستش ده، طناب بازی و… جای خود را به بازی های فکری و ذهنی و آموزشی داده است. پیشرفت روش های زندگی و تغییر مدل و الگوی زندگی سبب شده است تا تغییرات چندی در چگونگی استفاده از وسایل بازی پدید آید.

 

سال ها پیش روانشناس نابغه سوئیس ژان پیاژه ثابت کرد که کودکان همواره از بازیها و اسباب بازیهایشان الگوهایی برای فهم و درک جهان اطرافشان می سازند و آنان با انجام بازیهای دستی و دست ورزی اشیاء سعی می کنند به نحوه کار آنها پی ببرند و درباره زمان، مکان، عدد، علیت، حیات و…. فرضیه می سازند. در زمان پیاژه بیشتر دنیای کودکان مملو از چیزهایی بود که با راه هایی ساده و بیشتر مکانیکی قابل فهم بودند. کودکان دوچرخه را با پدال ها و چرخ دنده ها و عروسکها و ماشین های کوکی را با فنرهای ساعت مانندش تشخیص می دادند و کم کم کودکان می توانستند ابزارهای الکترونیکی نظیر رادیوهای ساده و قطارهای کوچک را در قالب همان نظام مکانیکی ادراک بگنجانند. در اوایل دهه ۱۹۸۰ نخستین نسل بازی های کامپیوتری این داستان قدیمی را تغییر داد. هنگامی که کودکان شروع به استفاده از کامپیوتر کردند تا از بازیهای آن سر در بیاورند، از خود می پرسیدند که آیا این بازیها خودآگاه عمل می کنند؟ آیا احساس دارند؟ آیا بلدند چگونه تقلب کنند؟ اشیای قبلی کودکان را به سوی این احساس که تفاوت جدی بین دنیای ماشین و دنیای روح و روان وجود دارد سوق می داد. کودکان که تا آن زمان با حریف های زنده بازی کرده بودند، اکنون واکنش شدیدی نسبت به بازیهای تازه نشان می دادند.

 

از اوایل دهه ۱۹۸۰ کودکان در برابر دستگاه هایی قرار گرفتند که حرف می زدند، تدبیر داشتند، بازنده و برنده می شدند. کودکان بازی های رایانه ای را دارای نوعی آگاهی و دانش قلمداد می کنند و بدین ترتیب چارچوب نظری پیاژه را که بر اساس آن تعریف زندگی بر محور حرکت به میل خود بود، از نو تعریف شده ( با مطالعه کودکان در جهانی از اشیای سنتی- غیررایانه ای- دریافته بود که کودکان در درجه اول هر شیء متحرک را زنده می پندارند. سپس اشیایی را که بدون محرک خارجی، نظیر هل دادن یا کشیدن حرکت می کنند زنده می دانند و به تدریج مفهوم «حیات حرکت می کند» را تعالی می بخشند). امروز کم کم حرکت جای خود را به فکر و عاطفه و هیجان می دهد. بازیهای رایانه ای نسل اول و دوم و… روباتها و جانوران پشمالوی الکترونیکی، اسباب بازیهای دیجیتالی کودکان را به دوستی یا مبارزه می طلبند. هنگامی که کودکان گشت و گذارهای ماجراجویانه خود را در محیط های مجازی رایانه ای یا با وسایل الکترونیکی و… انجام می دهند از فرط انتخابهایی که در دسترس دارند، حیرت زده و گیج می شوند و گاهی قادر نیستند آنچه را که می بینند، بلافاصله درک کنند، ضروری است با توجه به اهمیت بازی، کودکانمان را در انتخاب بازیهای مناسب و نحوه استفاده و کاربرد بازیهای جدید یاری کنیم.

 

استفاده از نرم افزار های بازی های آموزشی در کنار سایر بازیها به آنها امکان می دهد علاوه بر سرگرمی با کلمات نیز بازی کنند. در این نوع نرم افزارها چون کودکان آموزشهای زنجیره ای را از طریق بازی آغاز می کنند تجارب تازه ای کسب می کنند. همچنین در این بازیها کودکان گام به گام و پله به پله می آموزند فرصت های لازم برای درک و یادگیری را دارند و می توانند خطاها و اشتباهاتشان را تحلیل نمایند. به هر تقدیر با توجه به جایگاه بازی در زندگی کودکان در دنیای جدید باید برای میزان بازی، زمان بازی، حریفان، کیفیت، هدف و به طور کلی برای بازی کودکانمان برنامه داشته و همواره نقش بازی در رشد و تکامل کودکانمان را به یاد داشته باشیم.